240

عمو صادق ؛ سالار خطي هاي تهران – تل آويو

یک سال قبل

هم رسانی

   صادق صبا

خودش چندان راضي نبود. مي خواست بي سرو صدا بره سراغ بيزينس جديدش و پول دربياره.
خودش چندان راضي نبود. مي خواست بي سرو صدا بره سراغ بيزينس جديدش و پول دربياره. 
اما رفقا كه ول كن نبودند. همه ميگفتند مگه ميشه اين همه زحمت بكشي و تقدير نشي.
بالاخره قرار شد جلسه  بزرگداشت گرفته بشه. البته بي سرو صدا،  فقط بچه هاي صميمي هيئت تحريريه بيايند. ولي يك مشكل وجود داشت. كادو چي براش بخرند.
يكي از بچه هاي تحريريه بي بي سي  كه از قديم با عمو صادق سر و سري داشت نظرش بر اين بود كه يك حمايتي از  بيزينس جديد صادق صبا بكنند.
خيلي ها خبر نداشتند عمو صادق يك پيكان گوجه اي داشته، عشق جووني هاش بوده كه گذاشته بود ته پاركينگ. حالا كه بازنشست شده ميخواد بيفته كف جاده مسافر بزنه .خط لندن - منچستر!
بعد از كلي بحث  قبل از برنامه 60 دقيقه ، مسعود بهنود حرف آخر رو زد. يك كاپشن چرم جاهلي  يادگار قبل از اصلاحات دارم خوراك پيكان عمو صادقه. 
قرار شد دو باكس سيگار بهمن هم آخرين فراري سياسي با خودش از ايران بياره . تا جشن كوچولوشون  رونق بگيره.
بهزاد بلور هم قول داد  يك فلش هشت گيگ آهنگ هاي قديمي رو گلچين كنه براي ضبط پيكان گوجه اي.
شب بعد همه جمع شدند. صادق صبا بود و  نادر و  جمال و فرناز و نگين و بهزاد و عنايت و مسعود و سياوش و نفيسه  و ديگر هيچ!👌🏼👌🏼👌🏼
قبل از اينكه فرناز سر خط مراسم رو بگه متوجه يك بسته بزرگ سياه شدند. همه ترسيدند . عمو صادق ، خودش جلو رفت. يك كاغذ رويش چسبيده  بود :
" جناب صادق صباي عزيز. براي همه مصاحبه ها و گزارش هايي بكري كه از من تهيه كرديد. با احترام  دوستت  بنيامين نتانياهو"
صادق صبا با آرامي بسته را باز كرد. دو جفت لاستيك امريكايي اصل بود براي پيكان گوجه اي اش. همه خوشحال شدند و دست زدند.
نادر با خنده گفت: دم بچه هاي موساد گرم. اينقدر سريع فهميدند ما همچين مراسمي داريم وكادو رو مخفيانه رسودند.
آن شب خيلي خوش گذشت. همه خنديدند و عنايت فاني قليان مجلس را گرم نگه داشت. حسن صلح جو هم كل مراسم را با گوشي اش فيلم گرفت براي فستيوال فيلم رسانه اي مستقل و آزادي بيان.😎😎😎
اما آخر مراسم غم انگيز بود. عمو صادق سخنراني خداحافظي را كرد و در انتها اشك در چشمانش جاري شد. صادق صبا گفت تنها آرزويش اين است كه با پيكان گوجه اي اش در ايران مسافركشي كند. سال ها تلاش كردم ايران تغيير كند  و من بتونم دوران بازنشستگي سالار خطي هاي تهران – تل آويو شوم. افسوس افسوس.

مشاهده نظرات

هم رسانی

چگونه می‌توانید این مطلب را به دیگران برسانید؟

بالا